پست الکترونیکتماس با مانقشه سایتصفحه اصلیEnglishعربیورود اعضاsa1
 
۱۳۹۹ چهارشنبه ۲۰ فروردين
اتحادیه مرکزی تعاونی های روستائی و کشاورزی ایران با در اختیار داشتن کارخانجات تولیدی مواد غذایی آیدا و صنایع تبدیلی مرکبات همچنین کشت صنعتهای جیرفت و شهید رجایی دزفول آمادگی خود را برای تامین انواع مرکبات ،صیفی جات ، مواد غذایی ، انواع حبوبات و نهاده های کشاورزی ،ماشین آلات کشاورزی اعلام می نماید
تعاوني هاي روستايي و بحران مازاد توليد كشاورزي

تعاوني هاي روستايي و بحران مازاد توليد كشاورزي،

1398/11/28

بخش اول: ( تجربه پوپوليزم و تعاوني هاي كشاورزي در ايالات متحده آمريكا) 

يادداشتي از حسين شيرزاد 

مديرعامل و رييس هيات مديره سازمان مركزي تعاون روستايي ايران 

تطور تاريخي ابتداي قرن بيستم بويژه تجربه اواخر قرن نوزدهم در تاريخ كشاورزي ايالات متحده، حاوي پارامترهاي اقتصادي و اجتماعي و وضعيت آنوميكي است كه اگرچه ناوضعيتي گذرا در آن جامعه بوده اما ظهورش در اقتصادهاي كشاورزي و آرايش هنجارمند ارزش هاي آن در برخي از كشورهاي پيراموني، بي ترديد كشف واقعيتهايي انكار ناپذير پيرامون"خرده فرهنگ هاي مسلط دهقاني" متكثر اما همگرا در جوامع دهقاني به شمار مي رود. بنابراين در اين يادداشت با يگ گذر تاريخي در تحول تعاوني ها و جامعه كشاورزي آمريكا در بسترهاي منطق دروني نابرابري ها و بحران هاي ادواري سرمايه داري رو برو ميباشيم. طبيعي است كه از اولين بحران ها، بحران مازاد توليد محصولات كشاورزي و متعاقب آن افت شديد قيمت‌‌ محصولات كشاورزي، ركود ، تورم و فقر روستايي است. 

بعباتي ديگر، سعي در تحليل وقايع در مقطع تاريخي داريم كه الگوهاي سخت و شكننده سابق در مناسبات توليد كشاورزي و آشفتگي در زنجيره هاي هاي پيشين و پسين آن در كنار نظام بانكي فاقد تعهد بانكداري نه تنها پاسخگو نيست، بلكه با نرخ هاي بهره بالا توان زنجيره را مستهلك نموده است و نهادهاي غيربازاري و بازاري اگرچه در بازار كشاورزي حضور دارند اما كاركردهاي مثبتي ندارند. برخي نيز "توده نهادهايي" بي كاركرد يا كژكاركرد هستند. در شرايط وقوع بحران ها معمولا خنياگران عوامفريب شعارزده و پوپوليزم هاي افراطي دست بالا پيدا كرده و با استفاده از ساخت متغيرهاي موهومي در كنار متغيرهاي متعارف سعي در آشفته سازي اذهان توليد كنندگان و به نوعي انحراف مطالبات صنفي كشاورزان بسوي گرايشات سياسي فاقد برنامه و چشم انداز روشن دارند. تجربه ايالات متحده نمونه تاريخي روشني از اين فراگرد است كه در اين يادداشت سعي داريم بدان بپردازيم. 

حوالي سال هاي 1877 تا 1898 دهقانان ساكن در حوزه هاي آبريز پهن مقياس جنوبي و دشتهاي ميانه و غربي با وجود فراواني بذور مرغوب، ارتقاي سطح فني، توسعه مكانيزاسيون و استفاده از نوآوري هاي زراعي؛ بدليل عرضه فراوان محصول در بازه زماني كم از كاهش شديد قيمت‌‌ محصولات كشاورزي رنج مي‌بردند. با افزايش سطح فنآوري، افزايش ميزان محصول به دست آمده در هر هكتار بطور مداوم رو به افزايش بود. به موازات آن ، توسعه خطوط راه آهن و جا به جايي تدريجي سرخپوستان، مناطق تازه‌اي را در اختيار مهاجران قرار مي‌داد، تا به مقدار زمين تحت كشت، در نيمه دوم قرن، به سرعت اضافه‌شود. اما دهقانان مالك اين اراضي به شدت تحت تاثير مخاطرات آب و هوايي و بدهي هاي سنگين بانكي دست و پا مي زدند بگونه اي كه در اثر موج يخبندان در اواخر دهه 1880،در كانزاس 45درصد از زمين كشاورزان مهاجر را بانك‌ها تصاحب نمودند. خشك‌سالي شديد در سه ساله اواخر دهۀ هشتاد از رونق كشاورزي در اين نواحي به شدت كاست. بگونه اي كه تعداد مزارع خانوادگي رو به كاهش گذارد.البته خريد اراضي خانوادگي توسط شركتها و ورود مهاجران مكزيكي، چيني، ژاپني، پرتغالي و ايتاليايي كه دستمزد اندكي مي‌گرفتند، به اين روند شتاب مي بخشيد. در اين ميان صاحبان خدمات حمل و نقل ريلي‌، كه از شرايط انحصاري بهره مي‌بردند، با بي‌رحمي، قيمت ترابري محصولات كشاورزي و بازاررساني را افزايش دادند. اين دوره تاريخي مصادف شده بود با پايان كابوس برده داري در دشتهاي مستعد جنوبي، و اجبار به صادرات مازاد توليد، اين دو اتفاق مهم، منجر به دگرديسي وسيعي در تركيب نيروي كار و صورتبندي سيستم مزارعه كاري گرديد. تنها راه برون رفت از چرخه بدهي و ورشكستگي؛ فشار بر منابع آب و افزايش سطح زير كشت به كمك استفاده از نيروي موتوريزه و مكانيزه نوين بود. پديده اي كه بعدها منجر به توليد بيش از حد پنبه و تنباكو، تنزل قيمت ها و پيامد ناگزير فرسايش خاك شد. در شمال نيز اگرچه كشاورزي كم رونق بود اما تفوق صنعتي شمال و تعرفه هاي گزاف بريتانيايي ها بناچار جنوبي ها را وادار ميساخت كه براي نوسازي ابزارآلات توليد بخشي از ثروت خود را نزد شمالي ها به حراج بگذارند. اما هنوز قدرت چانه زني زارعين در حدي نازل بود كه سياستمداران را كمتر به خود جلب ميكردند. بنابراين نياز به سازماندهي و بازيابي خويشتن در ميان كشاورزان بويژه كشاورزان جنوب و شمالي ها به عنوان يك ضرورت در نشريات آن زمان جلب توجه ميكند. اولين تلاش كشاورزان آمريكايي براي سازمان دهي تشكيلات تعاوني در 1785 با تأسيس انجمن فيلادلفيا براي ارتقا و بهبود كشاورزي اتفاق افتاد تا اينكه اولين تعاونيهاي رسمي كشاورزي در سال 1810 تأسيس شد كه شامل تعاوني لبنيات در گوشن، كانكتيكت و تعاوني صنعت پنير در ترنتون جنوبي در نيوجرسي بود. تا نيمه 1860 در ايالات متحده تعداد كمي تعاوني توليد لبنيات، پرورش خوك، توليد ميوه و سبزي وجود در ايالات كاليفرنيا، فلوريدا و يوآ (Iowa) داشت اما آنها توانسته بودند به طور مؤثري براي تجميع منابع شان در انطباق با اهداف مشترك، خريد نهاده ها و خدمات بازاررساني- بازاريابي و فرآوري محصولات شان از اين ساختار استفاده كنند. ذهنيت مشتركي براي مبارزه در حال تكوين بود. 

در چنين فضايي، يكي از اولين سازمانهاي كشاورزي در ايالات متحده "جنبش گرانج Grange " يا اتحاد «مزرعه»، در سال 1867 از بطن مناسبات مزرعه داري آمريكا و در بستر فعاليتهاي اجتماع محور، با هدف خروج از تله انزواي اجتماعي و بارقه هاي فمينيستي (توجه به كار زنان در مزرعه)به كمك عنصر شتاب دهنده نارضايتي، تلقين شده توسط بخشي از بوروكرات هاي كشاورزي ايالات مانند "اليور هادسون كلي" (Oliver Hudson Kelley )شكل گرفت. شرايط بد اقتصادي آن زمان كه اكثر كشاورزان با آن روبرو بودند، گرنج را مجبور به تمركز بر بهبود شرايط رفاهي و خدمات كشاورزي كرد.اين سازمان كه نوعي تامين كننده ملزومات كشاورزي نيز بشمار مي رفت تا سال 1875 داراي 858000 عضو در 32 ايالت شده بود. گرانج در مجمع سالانه سال 1875 ،منطبق بر اصول راچديل شد و از آن به بعد اين اصول سرلوحه كشاورزان در بخشهاي زيادي از ايالات متحده قرار گرفت. بفاصله 6 سال بعد يعني در بحران سال 1873 فعاليتهاي سياسي جنبش گرانج در كنار پي ريزي يك مناسبات كنترل شده بازاري شبه تعاوني، سيستم فروشگاه هاي مصرف و محدودي كارگاه هاي فرآوري و بواسطه تشكيل 20,000 شعبه محلي و سازماندهي يك و نيم ‌ميليون عضو گسترده تر شد. صدها تعاوني بازاريابي و خريد در سال هاي 1870 تا 1890 تاسيس شد كه هدف آنها استفاده از مزيتهاي صرفه مقياس، پيوستن كشاورزان به يكديگر براي عملكردهاي تجاري بزرگتر و دستيابي به حاشيه سود مطمئن و ارزش افزوده بيشتر بود. حداقل تعداد 7ايالت «قوانين گرانج» را جهت جهت كمك به بازسازي نظام زراعي منصفانه ميان كشاورزان در شمال و جنوب پس از جنگ داخلي تصويب كردند كه به موجب آن هزينه انبار داري و حمل‌و نقل از طريق ريلي كاهش مي يافت. اما فقدان يك برنامه علمي جامع، ساختار شعار زده و عوام فريبي رهبران منجر به افول ستاره گرانج ها در سال 1881 گرديد. رهبران گرانج ها با نطق هاي آتشين، ايجاد نارضايتي عمومي نسبت به عواملي چون افزايش فساد و توزيع نابرابر امكانات در جمع زارعين، تقريبا تمامي كار گزاران ايالتي را دزد قلمداد نموده و سعي در تصويب قيمت هاي تثبيتي(بدون توجه به ساز و كارهاي عرضه و تقاضا) و تنقيح قوانين خاصي به نفع دهقانان داشتند. اما اين سياست‌گذاري‌ها به علت عدم توجه به محدوديت‌هاي ذاتي علم اقتصاد در كشاورزي، در افق زماني بلندتر نتايج اسفباري را خصوصا براي كشاورزان عضو به همراه داشت. آنها فاقد ايده علمي معتبر و بوجود آوردن ساختارهاي "مالي حقوقي" يا نهادي براي حل مسئله بحران مازاد توليد محصولات كشاورزي و مآلا سقوط آزاد قيمت ها بودند. 

پس از افول بخت گرانج ها در حوالي سال 1880، اتحاديه كشاورزان جنوب در سال 1875، اتحاديه هاي خودگردان كشاورزي ايالات، جامعه حامي كشاورزي agriculture supported Community) CSA ) و انجمن سهامداران آمريكايي در ويسكانسين 1902 رويكردهاي نسبتاً جديدي را جهت تجميع آراي كشاورزان در ايالات متحده ارائه و پا به حيات گذاردند با اين تفاوت كه بر خلاف سلف شان، تمايل شديد به دوري از پوپوليزم افراطي و كسب قدرت سياسي در پارلمان داشتند. اتحاديه كشاورزان كه تقريباً راديكال محسوب مي شد، تظاهراتي در برابر انحصار راه آهن و سيلوهاي گندم تدارك ديد و عاقبت به كانديداهاي وابسته اش قدرت سياسي بخشيد. مانيفست اقتصادي آنها ناظر بر وضعيتي بود كه دهقانان آمريكايي را متحد كرده و از آنها، در برابرقوانين تبعيض آميز تجاري ( در برابر بخش صنايع) و تجاوز سرمايه‌هاي متمركز، در معاملات حمايت كند. در سال 1892 زارعين مناطق جنوب و غرب، آفريقايي-آمريكايي تبارها، اتحاديه ملي كشاورزان رنگين‌پوست،از نيويورك تا كاليفرنياي جنوبي دو فدراسيون بزرگ بلوك شمال و بلوك جنوب را تشكيل دادند، و با كمك تعدادي از دموكراتها و متنفذين سياسي در اعتراض به بحران سال 1890، و نفي تعرفه‌هاي موسوم به مك كينلي؛ تحركات سياسي گسترده اي را كليد زدند در ماه مه 1891 تعدادي از اعضاي ائتلافِ كشاورزانِ كانزاس، كه از اجلاس ملي در سينسيناتي راهي خانه شده بودند، پيشنهاد كردند كه از اصطلاح «پوپوليست» براي توصيف ديدگاه‌هاي سياسي خودشان و ديگر گروه‌هاي ائتلافي در غرب و جنوب استفاده كنند مآلا، حزب مردم (پوپوليست)، در قلب دشت‌هاي زراعي و اراضي پنبه‌كاري شده ايالات جنوبي و غربي تاسيس گردد. با همت هيات‌هاي نمايندگي كشاورزان، اولين اجلاس پوپوليست‌ها در سال 1892 در "اوماها، نبراسكا" برگزار و در بيانيه پاياني خويش، بي عدالتي، تبعيض، فساد، سقوط اخلاقي، سياسي و مادي قانونگذاران، كنگره و حتي دادگاه‌ها را به سلطه تراست ها بر نظام سياسي نسبت داده وخواهان بسيج بر عليه نخبگان، دخالت مستقيم كشاورزان در سياستگزاري، خريد همه انواع مازاد توليد زراعي-دامي توسط دولت، پايان‌دادن به معاملات سودجويانۀ زمين، ملي كردن خطوط آهن، تعديل بار بدهي و قرض كشاورزان، تعرفه‌هاي گمركي نازل، وام‌هاي تضمين شده توسط محصولات فاسد نشدني ذخيره در انبار‌هاي دولتي و خريد پول دچار تورم توسط خزانه‌داري و ضرب نامحدود سكه نقره شدند. حزب تعداد قابل ملاحظه اي از سناتور‌ها و نمايندگان پوپوليست را به كنگره فرستاد. در انتخابات سال 1894 نامزدهاي حزب مردم در مجلس نمايندگان ده‌درصد از آرا را از آنِ خود كردند. حزب چهار نمايندۀ كنگره، چهار سناتور، 21 مدير ايالتي و 465 نمايندۀ مجلس ايالتي انتخاب كرد، اما تقدير چنان بود كه اين انتخابات، آخرين حركت حزب مذكور بدليل تفوق نژادپرستي، عوامگرايي به شمار رود و نتوانست در برابر پويايي و جامعيت برنامه اي نظام دوحزبي مقاومت نمايد. 

در سال 1902 اتحاديه كشاورزان ملي از بطن اتحاديه آموزش و تعاون كشاورزي بوجود آمد اين سازمان در كنار سازمان خصوصي اداره زراعت آمريكا (تاسيس 1919) ضمن حمايت هاي مستقيم تكنيكي، به طور غير مستقيم با تحت تأثير قراردادن مصوبات مورد نياز در قوانين فدرال و ايالتي تعاوني ها، از جنبش تعاون حمايت هاي لجستيكي و بازاري مي كنند. بزرگترين تعاوني هاي جمع آوري مازاد توليد محصولات از مزارع، عرضه كننده محصولات زراعي و بازاريابي غلات در ايالات متحده و كمپاني هاي بيمه در سطح روستايي مانند(Growmark، Inc، CHS) محصول اين دو غول نهضت تعاون روستايي در ايالات متحده هستند.آنان بزرگترين تامين كنندگان مواد اوليه براي شركتهاي غول پيكر تجاري بين المللي چند مليتي براي صادرات محصولات كشاورزي ميباشند. اما در ابتداي فعاليت نيازمندي به سرمايه و اعتبار لازم ضروري مي نمود. دولت قانون وام كشاورزي فدرال را در سال 1916 براي ارائه وام هاي بلندمدت با بهره بسيار نازل به كشاورزان براي خريد زمين يا مزرعه تصويب كرد و براي دسترسي بهينه تعاوني ها به اعتبارات، دولت در بهار سال 1900 ميلادي و در شرايط فقدان يك نهاد اعتباري روستايي؛ تلاش نمود تا به ايجاد سيستم اعتبار رساني مزرعه(Farm credit system) براي تعاوني هاي اعتباري زراعي كمك نمايد آنها كه به طور تعاوني مالكيت شده و با حمايت دولت تبديل به منبعي براي كشاورزان جهت دريافت وام بلندمدت فعاليت مي كردند( نقش آنها از سهم 10 درصدي بدهي مزرعه در سالهاي ابتداي دهه نود به 54 درصد در سال 2019 رسيده است). اين وامها عمدتا صرف خريد مكانيزاسيون زراعي و تاسيس انبارها و زنجيره هاي سرد مي گرديد.دولت سعي نمود تا ليزينگ ماشين الات را در اين حوزه فعال نمايد. اوراق اعتباري مشتقه درباب مبادله محصولات كشاورزي منتشر كند و با تزريق سرمايه در گردش كافي و كنترلهاي دقيق اعتباري، منابع-مصارف سرمايه هاي سرگردان را به كمك واحدهاي اعتباري در تعاوني ها كاناليزه مديريت نمايد. تنظيمات نظارتي و ارزيابي تدوين و به اتحاديه ها ابلاغ شد و سعي شد تا مسئله كشاورزان توليد كننده محصولات فساد پذير در اولويت قرار گيرد. 

از سال 1865 تا سال 1920،تعداد زيادي از ايالت ها قوانين مربوط به تعاون را تصويب كردند. اساس اين قوانين همان چشم اندازي بود كه اصول راچديل ترسيم كرده بود. ويسكانسين اولين قانون تعاون را در سال 1887 تصويب كرد. احكامي نظير اينكه تعاوني ها مي توانند سهام منتشر كنند، ولي تعداد سهام هر عضو مي بايست محدود باشد ، حق رأي به عضويت گره خورده نه به سرمايه گذاري و هر عضو يك رأي دارد و در نهايت تعاوني هاي منفرد خود تصميم مي گيرند كه چطور سود خالصشان را تقسيم كنند. امروزه، تمام ايالت ها قوانين تعاوني دارند كه به طور قابل ملاحظه اي يكسان هستند 

از 1890 تا 1910 يعني زماني كه مديران مجمع ملي تعاوني هاي كشاورزي به كشاورزان اجازه دادند كه سياست همگرايي در قيمت و هماهنگي در عرضه را در راس برنامه فروش محصولاتشان قرار دهند، تلاش هاي متعددي از سوي برخي از تجار و دلالان سودجو براي غير قانوني جلوه دادن فعاليت تعاوني هاي كشاورزي در دادگاه هاي ايالتي و فدرال صورت گرفت. مسئولان تعاوني هاي بازاريابي براساس قوانين ضد تراست در شش ايالت تحت قانون شرمن (Sherman antitrust act )مورد پيگرد قرار گرفتند و بسياري از روساي اتحاديه ها دستگير شدند. تا اين كه در سال 1897قانون ضد تراست تگزاس، كشاورزي را از اين قانون معاف كرد. در سال 1902 قانون ضد تراست ايلينويز نيز تعاوني كشاورزي را از زمره تراست ها خارج نمود. اين وضعيت در مورد تعاوني هاي فدرال با قانون كلايتون(Clayton act) در سال 1914 شمول يافت. اين قانون سازمان هاي كشاورزي، يا باغباني كه براي اهداف كمك متقابل تأسيس مي شدند و ذخيره سرمايه براي كسب سود نداشتند را از قانون شرمن معاف كرد. در كوتاه مدت معافيت محدودي از قانون ضد تراست به توليدكنندگان محصولات كشاورزي كه با يكديگر در فرآيند فرآوري و بازاريابي محصولاتشان در تعامل هستند، اعطا شد. در قانون ماليات بر درآمد 1913 به انجمن هاي كشاورزي، كارگري يا باغداري معافيت اعطا شد. حتي در سال 1921 تعاوني هاي عرضه نهاده هاي كشاورزي معاف از هرگونه ماليات شدند. قانون ابتدايي مربوط به تأسيس تعاوني هاي بازاريابي كشاورزي در سال 1922 موسوم به كپر- ولستد( Capper-volstead act ) در كنار قانون اعتبار متوسط فدرال در سال 1923 امكان لازم جهت شكل گيري 12 بانك اعتباري كوچك و متوسط را فراهم كرد. اين بانك ها كه اوراق قرضه دولتي را به منظور سرمايه گذاري عمومي جهت ايجاد منابع براي تعاوني هاي اعتبار كشاورزي، مي فروختند، اين امكان را فراهم آورد تا سريعا شركتهاي ترابري محصولات كشاورزي و سرمايه در گردش بهنگام براي جمع آوري مازاد توليد محصولات و ايجاد ملزومات انبارشي مدرن فراهم آيد. چند سال بعد همين دو قانون فدرال كپر والستد (Capper Volstead) (1922) و قانون بازاريابي محصولات كشاورزي تعاونيها (1929) اصلاح شدند و تا زماني كه اعضاي تعاوني ها به الزامات مشخصي پايبند باشند از آنان در برابر قوانين انحصارات محافظت مي شود. تا سال 1921 تعاوني هاي كشاورزي آمريكا دوران زايش طوفاني و رشد بي سابقه اي را به كمك" رانت مولد دولتي" طي نمودند بطوريكه پس از تصويب قانون بازاريابي كشاورزي در سال 1929 كه 500 ميليون دلار منابع مالي بصورت سرمايه در گردش جهت ارائه وام ارزان قيمت به تعاوني ها ي كشاورزي جهت انبارش استاندارد و خريد محصولات كشاورزي مازاد به منظور ثبات قيمت هاي محصولات كشاورزي در نظر مي گرفت و نقش آنها را در بازار محصولات كشاورزي پررنگ مي نمود؛ بورس هاي كالايي نيز در پيوندي محكم با جنبش تعاوني هاي كشاورزي به شفافيت بازار كمك نمودند. در سال 1930 تعداد كل تعاوني هاي كشاورزي به 12000 تعاوني رسيدند ديگر مرحله جديدي در حيات تعاوني هاي كشاورزي آمريكا در حال شكل گيري بود كه بيشتر به انكشاف بازارهاي جديدي خارج از مرزهاي ايالات متحده مي انديشيد. در سال 1945 ديگر بحران مازاد ناشي از افزايش توليد محصولات كشاورزي و سقوط آزاد قيمت ها اتفاقي دور از ذهن بود. غول تعاوني هاي كشاورزي از چراغ جادو خارج و عصر جديدي از نهادسازي در زنجيره هاي پسين و پيشين، تكامل بازارهاي مدرن بورسي و انكشاف بازارهاي نوين در كشاورزي آغاز شده بود.

 

امتیازدهی
میانگین امتیازها:0 تعداد کل امتیازها:0
مشاهده نظرات (تعداد نظرات 0
ارسال نظرات
نام  
آدرس پست الکترونیکی شما    
توضیحات  
تغییر کد امنیتی  
کد امنیت  
 
-------سایت سازمان مرکزیطز
سازمان مرکزی
بیمه تکمیلیغل
بیمه
فروشگاه الکترونیکی12
فروشگاه
فروش ویژه کودآهنicon
کود آهن
اتحادیه مرکزی نظارت و هماهنگی تعاونی روستاییicon
اتحادیه مرکزی نظارت و هماهنگی تعاونی روستایی
Powered by DorsaPortal